سخنانی از بایزید بسطامی

الله

بایزید را شنیدم می گفت نام ها همه نام صفاتند،و(الله) نام ذات است. اسم علامت معنی ، ومعنی علامتی است که به آن ذات شناخته می شود، ونامها علامتی است که بدان صفات شناخته شود، و صفات علامتی که بدان ذات شناخته شود.هرکس به صفات مقرّ شد و به ذات نشد مسلم نست. وآنکه پیش از صفات به ذات اقرار کرد مسلم نامیده می شودو واجب است که به صفات اقرار کند ، و دلیل براین آن است که اگر مردی بگوید: لا اله الا الرحمن یا لا اله الا الرحیم ، سپس تمام اسماء را بدین سان بیاورد مسلم نمی شود تا نگوید : لا اله الا الله.

آنکه به این تنها اسم که الله است اقرار کرد تمامی اسماء داخل در این اسم است و از این اسم منشعب شده است. ازاین اسم معانی تمامی اسماء منشعب می شود ، و اسماء را روی به این اسم است . و این اسم را به اسم دیگر نیاز نیست ، دلیلش آن است که این اسم تنها خدای راست و بدون خلق، و خلق در همه ی اسماء شریکند بجز الله . درست است که مردی را عالم و رحیم و کریم بنامند بنا بر معانی این اسماء ، لکن درست نیست که مردی را الله نام نهند . زیرا این اسم اوست ، لا اله الا الله . کسی خدا را به اسمی از اسماء او به تمامی نمی خواند مگر اورا در آن اسم نصیبی است جز نام الله که این نام نصیب خداست از بنده. معنی آن است که : هرکه خدا را به رحمتش جوید می گوید : یا رحیم. وهرکه به کرمش می گوید : یاکریم . وهرکه به جودش می گوید : یا جواد . پس هر اسمی را معنیی در زیر  است آن را به سوی نصیب مردم می کشد از کار دین و دنیا. مگر الله که همانا این اسم معنیش به وحدانیت خدا می کشد ، و فردی را در آن نصیبی نیست . هرکس از خدا بخشایشی خواهد او را به اسم اسامی صفات می خواند، و هرکه از ذات بخواهد اورا به اسم ذات می خواند .

( بایزید بسطامی ، دکتر جواد نور بخش / ص 311 )

 

يا چنان نماي كه هستي ؛ يا چنان باش كه مي نمائي .

هر گز از متكبر بوي معرفت نيايد .

بار خدايا ! جز تو كس ندارم  و چون تو را دارم همه را دارم .

اگر من صد بار بگويم كه خداوندم اوست ؛ تا او مرا بنده خود نداند ؛ فايده اي نبود .

سوار دل باش و پياده تن  .

سي سال بود كه ميگفتم ؛ خدايا ! چنين كن و چنين ده ؛ چون به قدم اول معرفت رسيدم ؛ گفتم : الهي تو مرا باش و هر چه مي خواهي كن .

 


/ 0 نظر / 4 بازدید